کاربردیسازی تجربی دانش اجتماعی مسلمین
سید پویا رسولی نژاد؛ اکبر شهبازی
چکیده
این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی آثار خواجه نصیر و منابع مرتبط، به بررسی نظریۀ محبت-عدالت خواجه نصیرالدین طوسی و کاربردهای آن در کنترل اجتماعی میپردازد. خواجه نصیر با ترکیب هوشمندانۀ محبت بهعنوان مکانیسم درونی کنترل و عدالت بهعنوان سازوکار بیرونی، الگویی جامع برای تنظیم روابط اجتماعی ارائه کرده است. نظریۀ محبت-عدالت خواجه نهتنها ...
بیشتر
این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی آثار خواجه نصیر و منابع مرتبط، به بررسی نظریۀ محبت-عدالت خواجه نصیرالدین طوسی و کاربردهای آن در کنترل اجتماعی میپردازد. خواجه نصیر با ترکیب هوشمندانۀ محبت بهعنوان مکانیسم درونی کنترل و عدالت بهعنوان سازوکار بیرونی، الگویی جامع برای تنظیم روابط اجتماعی ارائه کرده است. نظریۀ محبت-عدالت خواجه نهتنها نظم و ثبات را تضمین میکند، بلکه با کاهش اتکا به اجبار و تأکید بر پیوندهای انسانی، به ایجاد جامعهای متعادل و هماهنگ کمک میکند. به تعبیر دیگر، محبت بهعنوان مکانیسم درونی کنترل، نیروی خودجوشی است که از طریق روابط عاطفی و به شکل ارگانیک، همبستگی اجتماعی را محقق میکند؛ درحالیکه عدالت بهعنوان سازوکار بیرونی، ضامن نظم ساختاری جامعه است. این نظریه با توجه به تأکید همزمان بر ابعاد عاطفی و ساختاری کنترل اجتماعی و نیز انعطافپذیری فرهنگی میتواند بهعنوان چارچوبی بومی برای تحلیل و طراحی نظامهای کنترل اجتماعی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر نشان میدهد این نظریه قابلیت زیادی برای پاسخگویی به چالشهای معاصر در زمینۀ کنترل اجتماعی دارد و کاربردهای عملی آن میتواند در مسائل اجتماعی مانند کاهش کجروی، تقویت سرمایۀ اجتماعی، و مدیریت تعارضات مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.
بازخوانی و تفسیر ایدههای متفکران شاخص مسلمان
طاهره شریف؛ ابراهیم برزگر؛ محمدباقر خرمشاد؛ نفیسه السادات قادری
چکیده
دوستی مدنی بین انسانها فضیلت والا و پیششرط سعادت و وجه ممتازی است که به اندازۀ تاریخ بشر قدمت دارد. جوهرۀ سیاست به تعبیر اشمیت در دوگانۀ دوستی-دشمنی خلاصه میشود. درواقع نفس سیاست منازعهبرانگیز است. در قرون اخیر در جهان اسلام، ادبیات منازعه و ستیزهجویی بسط و گسترش یافته است. مصداق عینی این ادعا کنشهای فرقههایی مانند وهابیت ...
بیشتر
دوستی مدنی بین انسانها فضیلت والا و پیششرط سعادت و وجه ممتازی است که به اندازۀ تاریخ بشر قدمت دارد. جوهرۀ سیاست به تعبیر اشمیت در دوگانۀ دوستی-دشمنی خلاصه میشود. درواقع نفس سیاست منازعهبرانگیز است. در قرون اخیر در جهان اسلام، ادبیات منازعه و ستیزهجویی بسط و گسترش یافته است. مصداق عینی این ادعا کنشهای فرقههایی مانند وهابیت و گروههای جهادی-تکفیری در منطقه است. از آنجا که اصل بر منازعه و وظیفۀ سیاست حل منازعه مبتنی بر دوستی است، پژوهش حاضر درصدد بسط «سیاست دوستی» در ایران و میان ملتهای مسلمان است. برای نیل به این مقصود، فضای فکری متفکر مؤثر عصر زرین اندیشۀ اسلامی یعنی خواجه نصیرالدین طوسی را بهدلیل اهمیتی که به محبت در سیاست میدهد و آن را بالاتر از عدالت میداند و ظرفیت خوبی برای پرورش سیاست دوستی دارد، با نگاهی نو قرائت میکند. پرسش اصلی این جستار آن است که سیاست دوستی در دستگاه فکری اندیشمند چگونه شکل میگیرد. فرضیه آن است که عناصر شکلدهندۀ سیاست دوستی در دستگاه فکری خواجه نصیر نظیر خوشبختی عمومی، قدرت، برابری، پذیرش تفاوت، پذیرش دیگری، دوستی مسئولانه و عشق بستر شکلگیری سیاست دوستی را فراهم میکند. یافتۀ پژوهش این است که اندیشۀ سیاسی خواجه نصیر براساس الگوی نظری طراحیشده در زمینۀ دوستی سیاسی و مدنی قابلیت معاصرسازی دارد. این پژوهش با بهرهگیری از نظرات اندیشمندان مغربزمین در زمینۀ این سیاست دوستی (آرنت و دریدا) با جرحوتعدیل و نیز یک شاخص از امام خمینی سازۀ نظری را طراحی کرده است.
بازخوانی و تفسیر ایدههای متفکران شاخص مسلمان
سعیده حمله داری؛ سید احمد فاضلی
چکیده
فضیلت دوستی، سرشتی درونی دارد و از وجدان و فطرت آدمی سرچشمه میگیرد. غفلت از این فضیلت مهم، زیست انسان را درگیر آسیبهای مخربی میکند که جبران آن سخت و گاه ناممکن است. دوستی شامل ابعاد گستردهای از مراتب، موانع، معانی و منابع است که این پژوهش بر بررسی دو مقولۀ مهم «سبب و متعلق دوستی» تمرکز دارد و با طرح این سوالات آغاز ...
بیشتر
فضیلت دوستی، سرشتی درونی دارد و از وجدان و فطرت آدمی سرچشمه میگیرد. غفلت از این فضیلت مهم، زیست انسان را درگیر آسیبهای مخربی میکند که جبران آن سخت و گاه ناممکن است. دوستی شامل ابعاد گستردهای از مراتب، موانع، معانی و منابع است که این پژوهش بر بررسی دو مقولۀ مهم «سبب و متعلق دوستی» تمرکز دارد و با طرح این سوالات آغاز میشود: انسان به انگیزۀ کدام اسباب به سمت دوستی متمایل میشود؟ چه سوژههایی میتوانند متعلق دوستی باشند؟ پاسخ سوالات مذکور از منظر دو اندیشمند مشهور جهان اسلام، غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی بررسی میشود. دادههای مورد نیاز در این پژوهش با بررسی کتابخانهای بهدست آمده و درنهایت به روش مقایسهای تحلیل میشود تا شباهتها و تفاوتهای این دو رویکرد مشخص شود. یافتهها نشان میدهد غزالی با نگرش عارفانهاش از میان اسباب محبت، خداوند را بهترین انگیزۀ دوستی میداند. همچنین از بین متعلقان محبت نیز فقط خداوند بهترین دوست انسان است و ابراز محبت به سایر متعلقها نیز به دوستی با خداوند تأویل میشود، اما خواجه نصیرالدینطوسی از میان سه سبب لذت، نفع و خیر محض که برای دوستی بیان میکند، ترکیبی از هر سه سبب را بهترین انگیزه برای محبت میداند. درمورد متعلق دوستی نیز بیشترین تمرکز خواجه بر دوستی اجتماعی با همنوعان است.